الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
146
الخصال ( فارسي )
شهر خود روزه بدارد اين ده روز تمام باشد . ( هشتم ) - روزهء كفارهء صيد در حال احرام حج واجب است . چنان كه در قرآن گفته : هر كه از شما عمدا شكارى را كشد مانند آن را از جانوران اهلى كفاره دهد . دو تن عادل حكم آن باشند ، اين كفاره را در مكه قربانى كند يا در كفارهء آن مساكين را خوراك دهد يا برابر آن روزه بدارد . زهرى گفته : امام على بن الحسين به من گفت : دانى برابر چند است گفتم : ندانم . گفت : آن شكار را قيمت كند و به نرخ آن گندم معين كنند و با صاع پيمانه كنند . و به جاى هر نيم صاع يك روز روزه گيرد . ( نهم ) - روزهء نذرى واجب است . ( دهم ) - روزهء اعتكاف واجب است . و اما روزههاى حرام عبارتست : ( يكم ) - روزهء عيد رمضان . ( دوم ) - روزهء عيد قربان . ( سوم ) - روزهء سه روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ماه ذيحجه در منى كه ايام تشريق گويند ، ( چهارم ) - روزهء روزى كه مشكوك ميان آخر شعبان و اول رمضان باشد كه در بارهء آن امر داريم و نهى ، امر داريم كه به قصد شعبان روزه گيريم و نهى داريم به قصد رمضان در صورتى كه مردمان در آن شاك باشند . گفتم : هر گاه در شعبان هيچ روزه نگرفته چه كند ؟ . گفت : همان شب يوم الشك به قصد آخر ماه شعبان روزه بدارد هر گاه واقعا از رمضان باشد مجزيست و هر گاه از شعبان باشد ضررى ندارد . گفتم : چگونه روزهء مستحبى به جاى واجب شمار شود ؟ . گفت : هر كه نادانسته يك روز از رمضان را به قصد مستحب روزه بدارد آنگاه دريافت كه از رمضان است بسنده است . چون همان روز معين بر او واجب بوده است و بدان نيز عمل كرده . ( پنجم ) - روزهء وصال حرام است يعنى دو روز پى در پى روزه گرفتن و چيزى نخوردن است . ( ششم ) - روزهء سكوت . ( هفتم ) - روزهء نذر در معصيت . ( هشتم ) - روزهء در همهء زندگى يعنى هيچ گاه روزه نگشايد . و اما روزههايى كه مستحب است و به اختيار و خواست مكلف است مانند : روزهء روز آدينه و پنجشنبه و دوشنبه و روزهء ايام البيض يعنى در هر ماهى از ماههاى عربى روز سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه گيرد . و روزهء شش روز از اول ماه شوال بعد از ماه رمضان و روز عرفه و روز عاشورا مكلف در همهء اين روزها هر گاه خواسته باشد روزه گيرد و هر گاه نخواست مىگشايد . و اما روزهء دستورى . ( يكم ) - زن بىدستور و فرمان شوى روزهء مستحبى مگيرد . ( دوم ) - بنده بىدستور مالك خود روزه مگيرد . ( سوم ) - روزهء مهمان بدون دستور ميزبان مگيرد . پيامبر گفته : هر كه مهمان باشد بايد از ميزبان دستور گيرد ، و اما روزهء تأديب . ( يكم ) - كودكى كه نزديك رسايى رسيده او را وادارند تا روزه گيرد تا در وى روز گرفتن ملكه گردد و واجب نيست . ( دوم ) - آنكه بامداد براى بيمارى يا سببى روزه را افطار كرد در ماه رمضان آنگاه علت وى دور شد و تواند كه روزه باشد باقى روز را چيزى مخورد هر چند اين امساك واجب نيست . ( سوم ) - هر گاه كسى در رمضان بامداد مسافر بود و روزهء خويش گشود و آنگاه به مسكن خود رسيد باقى روز را از راه ادب از خوردن خوددارى كند . روزهء اباحه در حق كسى است كه از فراموشى چيزى خورده يا آشاميده يا قى كرده . روزهء چنين كسى درست است . روزهء در بيمارى و سفر در نزد عامه مورد اختلاف است گروهى گفتهاند : بايد روزه داشت و گروهى گفتهاند : بايد خورد و گروهى گفتهاند : مخير است . در مذهب شيعه در بيمارى و سفر بايد روزه مگيرد هر گاه گيرد